توضیحات
آنچه در این کتاب گرد آمده، کوششهای انسانی است که در جستوجویِ آگاهی میباشد. نویسنده نمیخواهد آموزهای تازه بیاورد یا فلسفهای خاص بنا کند؛ بلکه تنها میخواهد تجربههای خود را آنگونه که دیده و زیسته است، بازگو کند. این نوشتهها زاده مراقبه و بینشِ درونیاند، نه خیالپردازی زمینی باشند. این کتاب خطاب به کسانیست که در پیِ تفسیری از تجربههای درونیِ خویشاند. این نوشتهها را نه برای موعظه، بلکه برای یادآوری نوشتهام، یادآوریِ آن نوری که در ژرفای روح انسان میدرخشد و سرچشمه همهی زندگی است. آن نور، نوری است که از ازل در دلِ هر انسانی افروخته شده؛ اما در مهِ فراموشی پنهان مانده است. بیشترِ آنچه در این صفحات میخوانید، از دلِ خاموشی و مراقبه برخاسته است. اگر در جاهایی رنگی از عرفان یا فلسفه دارد، از آن روست که ذهنِ انسان برای فهمِ معنا، ناگزیر استفاده از استعاره است. اما آنچه اصل می باشد، تجربه زنده است، تجربهای که در ژرفای جان روی میدهد و انسان را دگرگون میکند. نویسنده باور دارد که در اعماقِ تجربه انسانی وحدتی پنهان است.
هرچه در درونِ روح میگذرد، در جهان بیرون بازتاب مییابد و هرچه در جهان رخ میدهد، پژواکی در روح دارد. میانِ انسان و آفرینش، جدایی واقعی نیست؛ تنها دو چهره از یک حقیقتاند، همانگونه که روز و شب دو جلوه از یک خورشیدند. اگر در این کتاب اختلافِ نظر یا تعبیر با دیگران ببینید، از سرِ مخالفت نیست؛ نتیجه راهی است که شخصاً پیمودهام. من ادعای دانایی ندارم؛ تنها میخواهم از تجربههایی سخن بگویم که برایم رخ دادهاند و بگذارم خواننده خود درستی یا نادرستیِ آنها را بسنجد. در این سالها آموختهام که ذهنِ انسان، اگر آرام گیرد، میتواند دریچهای به جهانی فراسوی حواس بگشاید؛ جهانی که در آن سرچشمه اندیشه و الهام نه در بیرون، بلکه در درونِ خودِ انسان است.







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.